تبليغاتX
کلوپ بچه شرهای باحال

کلوپ بچه شرهای باحال

سلام رفقا چه طورین بابا دلم براتون تنگیده بود!باورتون می شه من می خواستم در این وبلاگ رو تخته کنم؟!!!خودمم هم الان باورم نمی شه!!به هر حال ما یه هفته ای بود خر شده بودیم می خواستیم بیایم در این وبلاگ رو گل بگیریم!خب دیگه خر شده بودم خر شدن که شاخ و دم نداره!ولی خدا رو شکر خر نشدم یعنی شدم ولی دوباره آدم شدم (هان...؟)بعد رفتم وبلاگ شاهزاده ی اشباح جون عزیز و متحول شدم و بعدش اومدم آپ کنم !

ما یه رفیقی داشتیم که اونم در زمانهای دور (تا همین یه هفته پیش) یه وبلاگی داشت بعد یه روز زنگ زد به ما گفت ...چی گفت؟در گوش من گفت؟چی گفت؟...کجا بودیم؟آهان زنگ زد به ما گفت...چی گفت؟در گوش من گفت؟(ای بابا گیر دادی ها!!!)بله عرض می کردیم به ما گفت من در وبلاگم رو تخته کردم!دیدم ما که درباره ی چیز خاصی نمی نویسیم که چی حالا وبلاگ داریم!همه چیز در اینترنت مجازیه!اینه که درشو گل گرفتیم.

بعد ما نشستیم با خودمون تفکر کردیم(البته این وصله ها به ما نمی چسبه!!)که راس می گه ها!که چی ؟این وبلاگ ما که از اول تا آخر چرت و پرته!یه بار هم محض رضای خدا ما یه چیز درس حسابی ننوشتیم!خب حالا اگرم درشو گل بگیریم به کسی بر نمی خوره!بعد یه هفته اصلا نیومدم تو وبلاگم!(باهاش قهر بودم!)تا اینکه امروز اومدم همینطوری توش بعدم رفتم تو وبلاگ شاهزاده ی گرامی.بعد متحول شدم!

اصلا هم وبلاگ ما دری وری و چرت و پرت نیس!بابا ما کلی جوک اینجا می نویسم و ملت می خندن!چیزی که به سختی این روزها پیدا می شه!پس وبلاگ ما اصلا هم چرت و پرت و دری وری نیس!

از این به بعد هم من هر هفته آپ می کنم چون عاشق وبلاگمم!

خب حالا دیگه بی خیال ماجرای خر شدنمون بشم یه چیزی براتون تعریف کنم...!

آقا ما پامون رو جراحی کردیم!

راس می گم به مولا!نمی دونم می دونی میخچه چیه یا نه!اگه می دونی که هیچی اگه نمی دونی هم خوب بازم هیچی چون خود من هم دقیقا نمی دونم چیه و نمی تونم کمکی بهت بکنم!ولی یه چیز مزخرفیه!(می دونم الان کاملا فهمیدی چیه!)ما کنار شصت مبارک پای چپمان یه دونه میخچه در اومده بود!(بی تربیت فوضول!)بعد انقدر گنده بود اندازه ی کله ام!ما سه شنبه نزد پزشک رفتیم و این میخچه ی فوضول رو در آوردیم!اصلا هم گریه نکردم!با اینکه سه تا آمپول گنده زد کنار شصت پام!بعدم با یه تیغ کنار پامون رو برید تا این میخچه رو در بیاره!بازم گریه نکردم ها...(بگو آفرین دختر گل!)بعد دور این شصت پامون رو پانسمان کرد شد اندازه ی کله قند!!امروز صبحم رفتیم پانسمانش رو عوض کردیم انقدر خون اومد لامسب!فکر می کنی گریه کردم؟نخیر بازم گریه نکردم!!

خب اینم ماجرای پامون

رفقا.............هیچ می دونین امروز چه روزیه؟

امروز ۸ شهریور ۱۳۸۶  شمسی مطابق با ۱۶ شعبان ۱۴۲۷  قمری برابر ۳۱ آگوست ۲۰۰۷ میلادی است!می دونی یعنی چی؟!

یعنی فقط ۲۲ روز دیگه تا مدرسه ها مونده!!!نمی خوام..............!

امروز مادرمان وارد خانه شد با افتخار گفت اسمت رو برای کتاب نوشتم....! آقا انگار غم عالم به دلم نشست!یهو متوجه شدیم آقا ...داداش...آبجی ...فقط ۲۲ روز از تابستون مونده!چه غم انگیز!بابا اگه یکی نخواد بره این مدرسه ی مزخرف کیو باید ببینه؟!

خداحافظ الافی شیرین...خداحافظ همش تو نت ول گشتنخداحافظ همش تا نصف شب پای تلویزیون بودنخداحافظ هرچی حالی به حولیه.........

سلام مدرسهسلام کتابسلام دفترسلام لوازم تحریرسلام امتحانسلام تست کوچولو موچولوی مامانیسلام پروژه های لعنتیسلام تحقیق

سلام و کوفت . سلام و درد . بچه به جای چرت و پرت نوشتن بشین درست رو بخون!!!

بروبکس دعا کنین بازی میلان و سویا عقب نیفته میلانم ببره کاکا هم کلی گل بزنه!

TinyPic image

اینم عکس بهترین گروه موسیقیه جهانه!!US 5!

من عاشقشونم خیلی خیلی باحال و توپن!

هر کی دوس داره از آپ کردن ما با خبر شه این ID رو اد کنه:khonasham_0000

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت18:11توسط یه بچه شر باحال | |